تبليغاتX
پالایش اندیشه های روزانه

به نام او

نمی دانم چگونه بگویم. اصلاً شما فرض کنید اصلاحات در انتخابات شکست خورده. حالا چرا سیستم پیامک قبل از شروع رأی گیری تا یک هفته بعد قطع بود! البته بعد از 20 روز پیامک ایرانسل هنوز وصل نشده! شما که پیروز شدید چرا می ترسید! چرا هنوز به پایان وقت انتخابات نرسیدیم می ریزن تو ستاد های موسوی می گن باید درشو ببندین. چرا فرداش می ریزن همه ی اعضای حزب مشارکت رو می گیرن. چرا می ریزن تو خوابگاه دانشگاه شیراز و تهران و صنعتی اصفهان همه رو می زنن. حالا رییس دانشگاه شیراز هم میاد میگه حق ندارین وارد دانشگاه بشین می گیرن اونو می زنن. نمی دونم رییس دانشگاه که از خودی هاست چرا از خودیا جلوگیری می کنه که برخورد خود به خود شکل می گیره. بعدش هم که رییس دانشگاه شیراز ناراحت می شه و استعفا می ده بعدش هم می بینه نه بابا خودیا زدنش استعفاشو پس می گیره.

قم

۸۸/۴/۸

نوشته شده توسط ابوذر مصلح در ساعت 18:27 | لینک  | 

چند شب پیش پروفوسور مولانا را در شبکه  سه به تلویزیون آورده بودند. تحلیل های او بیش از آنکه برای من جالب باشد، برای مجری و حکومت جالب بود! چنانچه وجد از چهره ی مجری بیرون می زد و گونه هایش گل انداخته بود. دریغا انصاف که شد و باز نیامد! دریغا انصاف که بر باد شد! ایشان استاد رسانه و روابط بین الملل در ایالات متحده هستند. اما نمی دانم چرا تحلیل فقط یک سویه؟ بحث از جنگ روانی استکبار جهانی از مرداد 28 مرداد سال 1320 شروع شد تا انقلاب تا جنگ عراق علیه ایران تا تلاش برای براندازی و سپس تلاش برای براندازی و سپس تلاش برای تغییر رژیم و آنگاه متمرکز شدن برای تغییر احمدی نژاد و سپس زیر سوال بردن نتیجه و نهایتاً زیر سوال بردن انتخابات و در پایان زیر سوال بردن نظام! آی خدا پس جای ما در ایران کجاست؟ آیا ما هم قدرت تشخیص، اعتراض و انتخاب داریم؟ آیا ما فقط به تلویزیون نگاه می کنیم؟ خدایا من اکنون 30 سال دارم اما هنوز رنگ ماهواره را ندیده ام، اما  چرا اینقدر تحت تأثیر آنها هستم؟ روزی به طور اتفاقی با خبرنگار روزنامه ی اشپیگل برخورد کردم. 6 سال پیش بود. آمده بودند تا تحقیقی درباره ی نظر مردم ایران درباره ی آمریکا و سیاست های این کشور انجام دهند. آمده بودند تا ببینند تحلیل مردم ایران چیست؟ آیا آنچه دولت ایران می گوید نظر مردم ایران نیز هست؟ حدوداً سه روز با هم بودیم و من به آنها کمک می کردم. یک بار هم به طور مفصل با من و دوستانم صحبت کردند. جالب آن بود که آنها می گفتند مردم ایران خیلی جالب اند. آنها همه ی مسایل سیاسی را می شنوند تحلیل می کنند و به نتیجه می رسند. یکی از یافته های جالب آنها این بود که در ایران کانون های تصمیم گیری درباره ی سیاست بر خلاف اروپا به تلویزون محدود نمی شود. خانواده ها به خصوص پدر خانواده تأثیر به سزایی در نظر افراد دارند. در اروپا پدر و پسر بیش از آنکه با هم رابطه داشته باشند با تلویزیون رابطه دارند. اما سوال من از پروفوسور مولانا این است که چرا مردم ما را مانند مردم دیگر کشورها می دانند! و هرگونه اعتراض مردم را به خاطر جنگ روانی بیگانه ها می دانند. چقدر باید به مردم توهین کرد؟ آیا هر کسی به ما رأی بدهد کارش درست و خودی است است اما هرکس به ما رأی نداد بیگانه است و ناخودی. تا کی باید مردم ایران را تقسیم شده ببینیم؟ مردم ایران چه خوب و چه بد مردم ایران اند.

من اگر خوبم اگر بد تو برو خود را باش                           که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت.

رامسر

7/4/88

نوشته شده توسط ابوذر مصلح در ساعت 18:24 | لینک  | 

به نام او

اکنون دو هفته از انتخابات می گذرد و من هنوز یک خواب شب را و یا حتی یک خواب بعد از ظهر را با آرامی نگذرانده ام. تا چشم بر هم می نهم هجومی از افکار به من وارد می شود. به جز آن در طول روزها هم کل فکرم را مشغول خود می کند. چندین بار تصمیم گرفته ام که بنویسم اما چند سفر کاری و غیرکاری مجال نوشتن را ازمن گرفته است. نمی دانم چگونه بپذیرم! چگونه اتفاقی را که افتاده است و گویا هیچ راه فراری از آن وجود ندارد را بپذیرم.چگونه آن همه شور و هیجان را به نتیجه ای وصل کنم که حتی بسیاری از حامیان رییس جمهور هم از شنیدن آن شوکه شدند چه برسد به مخالفان! چگونه واکنش علمای قم را (به جز یکی از آنها) به نتایج انتخابات را با فصل الخطاب رهبری کنار هم بگذارم. چگونه فهم و درک تک تک افراد جامعه را با همان چوبی که رایو بی بی سی را می زنند، بزنم. چگونه مردم ما تا قبل از انتخابات از نظر حکومت با شعور و درکند اما اگر با دولت مخالفت کنند خس و خاشاکی بیش نیستند که به تحریک بیگانه ها و به بهانه ی انتخابات آشوب می کنند. چگونه بغض فروخفته ی خود، که گلویم را می فشارد به تحریک بیگانه ها مرتبط سازم؟ نمی دانم! آی ای برادر ای حامی حکومت و ای مخالف روند موجود کمکم کنید.

رامسر ۶/۴/۸۷

نوشته شده توسط ابوذر مصلح در ساعت 12:50 | لینک  | 

به نام او

سلام به همه ی دوستان

خیلی وقته که به روز نشدم. دوستان با نظراتشون در آخرین یادداشتم منو شرمنده کردن. از همه به خاطر غیبت طولانی ام شرمنده ام.

امروز روز خبر نگاره ولی هنوز هیچکس تکلیف خبر رسانی آزاد رو نه در ایران نه در جهان نداده است. نمی دونم چه باید کرد! به نظر می رسه خبرنگاری آزاد یه آرزوی دستنیافتنی است. ما می گوییم ما حق هستیم و همه ی خبر نگارهامون هم برای ما خبر می دن. بقیه هم می گن خودشون حق می گن خبرنگاراشون هم همون خبر ها رو براشون تهیه می کنن. دلم گرفته از این همه دروغ! کاش یه جایی پیدا می شد که خبر ها رو اون جوری که اتفاق میافته گزارش می کرد تا مردم دنیا بتونن با آگاهی تصمیم بگیرن. آخه ما معتقدیم اگه به مردم درست آگاهی داده بشه درست تصمیم می گیرن.

نوشته شده توسط ابوذر مصلح در ساعت 14:13 | لینک  | 

به نام او

چند مدتی است که این مطلب در ذهنم می گذرد که چرا وقتی با یک نفر بحث می کنی و او را قانع میکنی نمی توانی نتیجه ی آن بحث را در رفتارهایش ببینی اما وقتی با کسی صحبت می کنی و دلیل وبرهان برای او میآوری می توانی امید داشته باشی که به آن عمل کند.

امروز به این نتیجه رسیدم که با بحث کردن دلایل خود را می آوری اما طرف مقابلت را در موقعیتی قرار می دهی که مجبور است صحبت تور را بپذیرد اما وقتی با او صحبت می کنی و دلایلت را ارایه میکنی او را در موقعیتی قرار می دهی که می تواند گزینه ی ارایه شده توسط تو را انتخاب کند. در واقع در مورد اول به حق انتخاب او احترام نمی گذاری ولی در حالت دوم این حق او را محترم می شماری.

کاش همیشه بتوانیم با هم صحبت کنیم!

کرمان

نوشته شده توسط ابوذر مصلح در ساعت 10:44 | لینک  | 

به نام او
نمی خوام سیاسی بنویسم فقط خواهش می کنم این خبر رو بخونید:
يك بار نامه آوردند كه كليه مديران شعب خارجي بانك‌ها بايد بر كنار شوند كي؟ موقعي كه تحريم بانكي شروع شده بود!... در حال حاضر واردات سيگار كاملا آزاد است. 21 شركت واردات رسمي ايران را در اختيار دارند. چطور ممكن است فردي براي گرفتن مجوز واردات 5ميليارد حق حساب بدهد؟!...داستان بيمه ايران هم برنامه‌اي بود كه در نهايت همه مطلع شدند، اما موجبات تضعيف نظام بيمه‌اي كشور را فراهم كرد....در بازرسي رييس جمهور افرادي نفوذ كردند كه جزو ناراضي‌هاي دستگاه‌ها بودند. معاون اقتصادي بازرسي يك دامپزشك بود

این هم خبر از قول یک سایت دیگه:

دانش جعفری: تورم نتیجه محتوم سیاستهای اقتصادی دولت است/مشروح
   به طور مثال همه مي‌دانند كه در حال حاضر واردات سيگار در كشور كاملا آزاد است و هيچ امتياز انحصاري به كسي داده نشده است. 21 شركت بزرگ و كوچك، بازار واردات رسمي سيگار ايران را در اختيار دارند و در سال 1386 حدود 300 ميليون يورو واردات داشته‌اند. چطور ممكن است فردي براي گرفتن مجوز واردات سيگار كه هيچ مانعي هم براي آن وجود ندارد، حاضر باشد 5 ميليارد حق حساب بدهد؟ اين بحث منطقي به نظر نمي‌رسد، و يا اين مطلب كه گفته شد دو كارخانه مثل هم كه هر دو يك چيز توليد مي‌كنند و به يك اندازه توليد خود را فروخته‌اند، چرا از يكي 300 ميليون تومان و از ديگري 3 ميليون تومان ماليات گرفته‌اند
نوشته شده توسط ابوذر مصلح در ساعت 10:26 | لینک  | 

به نام او

قل اعوذ برب الفلق، من شر ماخلق

امروز داشتم به این فکر می کردم که دینداری بدون وجدان نمی شود. چرا که هر دستوری در دین را می توان بدون بدون در نظر گرفتن وجدان چنان انجام داد که هم شکل انجام آن حفظ شده باشد هم نیات کسی که نمی خواسته آن را انجام دهد تحقق یافته باشد. (کلاه شرعی) شخصاً معتقدم که هر حکمی در اسلام وجود دارد روحی بر آن حاکم است. اگر کاری کنیم که روح حاکم اجرا نشود انگار آن کار را نکرده ایم. علت اینکه آن آیه را در ابتدا آوردم همین بود. هر جیزی که خلق شده می تواند شر باشد. مثلاً قرآن م تواند وسیله ی هدایت باشد و یا ضلالت. احکام دینی هم همین حکم را خواهند داشت. البته در دین مسایلی هست که وجدان انسان را بیدار کند ولی این مطلب دلیل آن نیست که کسی که احکام دین را اجرا می کند الزاماً وجدانی بیدار داشته باشد

نوشته شده توسط ابوذر مصلح در ساعت 16:6 | لینک  | 

به نام او
روزهای عید نوروز که سراسر سرگرمی است مخصوصاً روزهای آغازین آن و فرصت کمتری به آدم

دست می دهد تا به مطلبی تفکر یا تعمق کند اما در هر حال موضوعی توجه مرا به خود جلب

کرد. خواهر زاده ی کوچکی دارم که کمتر از دو سال سن دارد در این روزها کارش این بود که

مرتب شیرین بازی در بیاورد و خودنمایی کند و ما هم او را نوازش می کردیم و مورد محبت قرار

می دادیم. خیلی برایم جالب بود همه می گفتند بچه ها به محبت و توجه نیاز دارند و به خاطر

همین خودنمایی می کنند اما همان لحظه بیشتر که فکر کردم دیدم رفتار آدمهای بزرگ هم  با

تفاوت اندکی همانند بچه هاست. فقط بچه ها صادقانه عنوان می کنند که نیاز به توجه دارند اما

آدم بزرگ ها نه! بلکه به طور غیر مستقیم و به صورت مسالمت آمیز چنان خودنمایی می کنند

که نه عنوان خودنمایی به خود بگیرد نه از توجه دیگران بی نصیب شوند و به این ترتیب مورد

محبت دیگران قرار بگیرند از سوی دیگر هم بتوانند مهربان بودن و محبت خودشان را نیز ابراز

کنند. در هر حال فکر می کنم این نیاز انسان است که دوست داشته باشد و دوست داشته

شود.

نوشته شده توسط ابوذر مصلح در ساعت 1:8 | لینک  | 

کسانی که با توجه به صحبتهای فرمانده ی سپاه شائبه ی حضور نظامیان در سیاست به ذهنشان خطور کرده اون رو کاملا دور بیاندازند. خواهشمندم به صحبتهای جدید ایشان توجه فرمایید:

 فرمانده سپاه پاسداران: سپاه سازمانی فرهنگی،سیاسی و نظامی است
   بر اساس این گزارش، سردار سرلشكر محمدعلي جعفري در مراسم توديع و معارفه چند تن از مسئولان دانشگاه امام حسين(ع) سپاه گفت: تهديدات روياروي نظام و انقلاب در حال حاضر مجموعه اي از تهديدات فرهنگي، سياسي نظامي و امنيتي است. لذا سپاه پاسداران به عنوان پاسدار و حافظ انقلاب اسلامي و دستاوردهاي آن بايد توانايي مقابله با انواع تهديدها را داشته باشد.

اینجا هم وصیت نامه ی امام:

«از امور مهمي كه بايد تمام نيروهاي مسلح از آن پيروي كنند و اغماض از آن به هيچ‌وجه نمي‌توان كرد و باز هم تذكر داده‌ام، آن است كه هيچ‌يك از افراد نيروهاي مسلح چه رده‌هاي بالا يا پايين در حزب و گروهي با هر اسم و عنوان نبايد وارد شوند، هر چند آن حزب و گروه صد در صد اسلامي و به جمهوري اسلامي وفادار باشند.» (صحيفه‌ي امام ج 16، ص 203)

«وصيت اكيد من به قواي مسلح آن است كه همان‌طور كه از مقررات نظام، عدم دخول نظامي در احزاب و گروه‌ها و جبهه‌هااست به آن عمل نمايند و قواي مسلح مطلقا، چه نظامي و انتظامي و پاسدار و بسيج و غير اينها، در هيچ حزب و گروهي وارد نشده و خود را از بازي‌هاي سياسي دور نگه دارند. در اين صورت مي‌توانند قدرت نظامي خود را حفظ و از اختلافات درون گروهي مصون باشند و بر فرماندهان لازم است كه افراد تحت فرمان خود را از ورود در احزاب منع نمايند و چون انقلاب از همه‌ي ملت و حفظ آن بر همگان است، دولت و ملت و شوراي دفاع و مجلس شوراي اسلامي وظيفه‌ي شرعي و ميهني آنان است كه اگر قواي مسلح، چه فرماندهان و طبقات بالا و چه طبقات بعد، برخلاف مصالح اسلام و كشور بخواهند عملي انجام دهند يا در احزاب وارد شوند كه – بي‌اشكال به تباهي كشيده مي‌شوند – و يا در بازي‌هاي سياسي وارد شوند، از قدم اول با آن مخالفت كنند و بر رهبر و شوراي رهبري است كه با قاطعيت از اين امر جلوگيري نمايد تا كشور از آسيب در امان باشد.»

خودتون مقایسه کنید!

نوشته شده توسط ابوذر مصلح در ساعت 21:0 | لینک  | 

به نام او

من این مطلب رو در بخش نظرات آورده بودم ولی از آنجایی که یک پیغام خطا داد که تنها اجازه ی نوشتن ۲۰۰۰ حرف در بخش نظرات رو بیشتر ندارید مجبور شدم اون رو به صورت یک یادداشت بذارم:

علی جون
از اینکه سر زدی و نظر دادی ممنونم
اول بگم که از دستت دلخور نشدم اما توقع دارم فرد تحصیل کرده ای مثل شما به این سرعت قضاوت نکنه و همه ی نتایج من رو به خاطر اشتباهی که در فرض اول دیده به انتفای مقدم اشتباه ندونه.


خب درباره ی فرض ابتدایی ام بگم که من نگفتم انقلاب ما اشتباه بوده که من معتقدم دیگه راهی برای مردم نمونده بوده و اگر ویرانی هایی که انقلاب داره رو در نظر نگیریم بهترین کاری بود که می شد انجام داد. چون نظام شاهنشاهی جوری بود که امکان اصلاح رو نداشت. همچنین  من گفتم من اون موقع نبودم که ببینم اوضاع از چه قرار بوده اما وقتی عمر انقلاب به سن من رسید و من هم عقلم رسید که تونستم یه چیزهایی رو با عقل ناقصم بسنجم به این مشکلاتی که گفتم رسیدم. جوهر انقلاب چیز خوبی بوده "استقلال آزادی جمهوری اسلامی"


در مورد بالاترین مقام نظامی حتما منظورت فرمانده ارتش یا وزیر دفاع نیست پس اگر منظورت رهبره باید یه نکته رو بگم:
با این حساب اگه رهبر هر حرفی بزنه باید از اون تلقی دخالت نظامیان در سیاست بکنیم؟ به نظر من بالاترین مقامی که دخالتش در سیاست می تونه شائبه ی حظور نظامیان در سیاست رو داشته باشه همون فرمانده ی سپاهه!


در مورد انتخابات نیم بند هم خدمتتون بگم که اگر شورای نگهبان می دونست با اومدن خاتمی چی می شه مطمئن باش همون کاری که الان داره می کنه رو اون موقع می کرد. توجه ات رو جلب می کنم به صحبتهای آقای جنتی که قبل از انتخابات مجلس هفتم فرمودند دیگه اشتباهی رو که در مورد مجلس ششم کردیم تکرار نمی کنیم و همچنین رد صلاحیت کاندیداهای اصلاح طلبان رو در ریاست جمهوری نهم و روند همه ی تایید صلاحیتهای بعدی که نشان داد اون یه بار رو از دستشون در رفته.

بعدش هم من نگفتم ما باید نگاه کنیم ببینیم کشورهای به اصطلاح مهد آزادی چه کار می کنند ما هم همون کارها رو انجام بدیم. اگه ما امریکا و اروپا و کارهایی که در مورد انتخابات فلسطین کردن رو قبول نداریم پس چرا اون ها رو ملاک قرار می دیم؟ بعد می گیم همه جای دنیا رقیباشون رو از میدون به در می کنن پس کاری که ما می کنیم هم درسته!


بعدش هم درسته که ممکنه اتفاقاتی که در کشور های اطراف میفته از پس لرزه های انقلاب ایران باشه که هست ولی واقعا بعضی وقتها هم ما باید از پس لرزه های اصلاحات اونها به خودمون بیاییم. یاد بگیریم چه جوری حزب الله تو لبنان دوشادوش مردم و دولته ولی ما میایم بسیج و حزب الله رو تو ایران رودرروی مردم می شونیم. چه جوری اسلامگرایی در ترکیه باعث پیشرفتشون می شه ولی افراطی گری ایران رو به هلاکت می کشه.
با همه ی این اوصاف من نمی گم وضع ایران خیلی بده یا ایران جهنمه و جاهای دیگه بهشتند ولی ما باید طبعمون بلند تر از این حرفها باشه. نباید ملاک رفتارهامون اشتباهات دیگران باشه بلکه باید یه کم هم یاد بگیریم به قول قرآن: " الذین یستمعون القول و یتبعون احسنه"

نوشته شده توسط ابوذر مصلح در ساعت 21:35 | لینک  |